قانون قانون

مجله حقوقی دلتا

اگر صاحب چك فوت كند تكليف آن چه مي‌شود؟

هنگامي كه صادركننده چك فوت كند،  در مجله حقوقي دلتا ميخوانيم از آنجايي كه در زمان صدور چك آن شخص زنده بوده و اين تصميم طبق اختيار او گرفته شده، بانك مي‌تواند قبل از انحصار وراثت، تعيين ورثه و بررسي اموال متوفي وجه چك را به دارنده پرداخت كند.


چك از جمله اسنادي است كه امروزه به جاي وجه نقد در معاملات افراد قابل استفاده است. چك معمولاً براي خريد در حال و پرداخت در آينده استفاده مي‌شود. صاحب چك پس از نوشتن مبلغ، تاريخ موردنظر براي وصول، چك را امضا مي‌كند. در تاريخ ذكر شده كه تاريخ سررسيد نام دارد، فردي كه چك را دريافت كرده‌ به بانك مراجعه مي‌كند و مقدار وجه مشخص شده را از حساب جاري فرد صادركننده دريافت مي‌كند. حال اين سؤال پيش مي‌آيد در صورتي كه صاحب چك فوت كند تكليف چيست؟ در مجله دلتا در خصوص نحوه وصول چك فرد فوت شده توضيح داده شده است.

وضعيت چك بعد از فوت
هنگامي كه صادركننده چك فوت كند، از آنجايي كه در زمان صدور چك آن شخص زنده بوده و اين تصميم طبق اختيار او گرفته شده، بانك مي‌تواند قبل از انحصار وراثت، تعيين ورثه و بررسي اموال متوفي وجه چك را به دارنده پرداخت كند. زيرا اين تصميم در زمان حيات وي اتخاذ شده است. شايان ذكر است اين امر در مواردي هم كه چك مدت دار بوده و تاريخ سر رسيد آن بعد از فوت صادر كننده است، صدق مي‌كند. ‏
بايد به اين نكته توجه داشت كه مطابق قانون امور حسبي بدهي‌هاي مدت دار (موجل) متوفي بعد از فوت او به روز مي‌شود، بنابراين چون چك در زمان حيات متوفي صادر شده، با مرگ او بدهي مدت دار او حال و به روز مي‌شود و بانك بايد قبل از تاريخ سررسيد وجه چك را به دارنده چك پرداخت كند.

مطالبه وجه چك از وراث
همانگونه مطرح شد وصول چك فرد فوت شده ، با توجه به قانون امور حسبي و قانون تجارت، بدون مراجعه به دادگاه امكان پذير است. اما بانك‌ها در رويه معمول از پرداخت چك به تاريخ بعد از فوت صاحب حساب امتناع مي‌كنند. در اين حالت طرح دعواي مطالبه وجه چك و درخواست صدور قرار تامين خواسته جهت توقيف وجه چك در بانك، راهكار مناسب و كاربردي به نظر مي‌رسد تا در كوتاه‌ترين زمان ممكن وجه چك دريافت شود. دادخواست مطالبه وجه چك پس از فوت صاحب حساب، بايد به طرفيت ورثه متوفي تقديم دادگاه حقوقي شود. در صورت نداشتن گواهي انحصار وراثت، مي‌توان از اداره ثبت احوال نسبت به درخواست استعلام از طريق دادگاه يا شوراي حل اختلاف آخرين محل اقامت متوفي اقدام كرد.

مطالب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با چك حقوقي و كيفري مطلب “در چه شرايطي چك ؛ كيفري يا حقوقي مي‌شود؟” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/12/3 ساعت: ۱۴ توسط:deltalaw :

هزينه تعمير آسانسور شامل طبقه همكف مي‌شود؟

گاهي ممكن است يكي از واحدهاي ساختمان به دلايلي همچون مسافرت، اجاره نرفتن واحد مذكور و.. خالي بماند. در اين موارد پرداخت حق شارژ ساختمان‌ها به صورت ماهانه الزامي است و استفاده يا عدم استفاده از آن تأثيري بر نحوه پرداخت حق شارژ آپارتمان ندارد.با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد.


آسانسور براي راحتي ساكنان در يك ساختمان تعبيه مي‌شود. اما گاهي موجب اختلاف نظرهايي در ميان ساكنان آپارتمان‌ها مي‌شود. به همين دليل توجه و آشنايي با قانون آسانسور بسيار مهم است. گاهي اين سؤال پيش مي‌آيد كه آيا ساكنين طبقه همكف و يا طبقه اول مي‌توانند از پرداخت هزينه‌ تعمير آسانسور مانند هزينه نصب و تعبيه كردن آن و پرداخت شارژ و هزينه‌هاي تعمير و بازرسي خودداري كنند؟ در مجله دلتا موارد مربوط به قانون آسانسور در آپارتمان‌ها به صورت كامل توضيح داده شده است.


 آسانسور طبقه اول
طبق ماده ۲۳ قانون تملك آپارتمان‌ها، در مورد قوانين استفاده از آسانسور، اعتراض ساكنين طبقات همكف و يا اول مبني بر عدم پرداخت هزينه‌هاي مربوط به آسانسور به علت استفاده نكردن از آن، قابل پذيرش نيست. به طور مثال اگر در ساختماني پنج طبقه، مالكين طبقات دوم، سوم و چهارم، قصد نصب آسانسور داشته و مكاني هم براي تعبيه شدن آسانسور از پيش تعيين شده باشد، در صورت مخالفت ساكنين طبقه اول و همكف مي‌توانند براي نصب آسانسور اقدام كنند.

قانون تقسيم هزينه آسانسور
ممكن است واحدي به دلايلي همانند مسافرت، عدم حضور ساكنين در آن واحد و يا به اجاره نرفتن واحد، خالي بماند. بايد در نظر داشت كه پرداخت حق شارژ ساختمان‌ها به صورت ماهانه الزامي است و استفاده يا عدم استفاده از آن تأثيري بر نحوه پرداخت حق شارژ آپارتمان ندارد. در واقع حق شارژ ساختمان ارتباطي به حضور ساكنين در ساختمان ندارد و همه موظف به پرداخت هزينه‌هاي قسمت­­‌هاي مشترك و مشاع هستند.  كه يكي از اين هزينه‌ها مربوط به هزينه تعمير آسانسور است.

وظايف مدير ساختمان در مورد آسانسور
مدير ساختمان موظف است هزينه‌هاي مربوط به آسانسور كه شامل هزينه تعميرات و … از كليه ساكنين ساختمان دريافت كند. در زير به اين وظايف اشاره شده است.
۱. با شركتي معتبر براي آسانسور ساختمان قرارداد منعقد كند تا تعميرات و نگهداري از آسانسور را انجام دهند.
۲. لوازم حفظ و نگهداري آسانسور را كه شامل لوازم شوينده، لامپ و روغن براي روغن­كاري آسانسور را تهيه كند.


جبران خسارت وارد شده به آسانسور
در صورتي كه يكي از واحدها، خسارتي به آسانسور و هر يك از اموال عمومي وارد كند، آن واحد موظف است بر اساس تصميمات مدير ساختمان خسارت وارد شده را جبران كند.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با قوانين آپارتمان نشيني مطلب “نكات حقوقي مهم در خصوص آپارتمان نشيني” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/12/3 ساعت: ۱۳ توسط:deltalaw :

حذف پاركينگ مزاحم امكانپذير است؟

پارك كردن دو ماشين پشت سر هم بدون اينكه براي ديگر ماشين ها مزاحمت ايجاد كند را پاركينگ مزاحم مي‌گويند. مشكل عمده اين نوع پاركينگ‌ها اين است كه براي خروج خودرو جلويي نياز است تا خودرويي عقبي نيز از پاركينگ خارج شود. در سند مالكيت، ابعاد و محل دقيق پاركينگ مزاحم ثبت مي‌شود. با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد.


پارك كردن ماشين در پاركينگ مزاياي بسياري دارد. كه يكي از آن‌ها محفوظ بودن خودرو از آسيب‌هاي احتمالي است. به همين دليل همه به دنبال خريد يا اجاره آپارتماني هستند كه پاركينگ داشته باشد. اما معمولا‌ً تعداد پاركينگ از تعداد طبقات ساختمان كمتر است. در قانون براي رفع اين مشكل امكان قرار دادن ماشين در پاركينگ مزاحم پيش‌بيني شده است. در همين راستا براي آشنايي بيشتر با قواعد و ضوابط حذف پاركينگ مزاحم با مجله دلتا همراه باشيد.

ضوابط پاركينگ مزاحم
پاركينگ مزاحم يك پاركينگ اضافي است كه براي ساختمان‌هايي كه تعداد پاركينگ آن‌ها محدود است، در نظر گرفته مي‌شود و شرط ايجاد اين پاركينگ‌ها، وجود فضاي كافي به اندازه يك خودرو است. به طور مثال فردي يك آپارتمان را خريده يا اجاره كرده‌ ولي پاركينگ ندارد. در چنين شرايطي ممكن است در پاركينگ فضاي كافي براي پارك كردن خودرو وجود داشته باشد اما براي آن فضاي خالي، پاركينگ تعريف نشده است. در چنين شرايطي با توافق ساير ساكنين پاركينگ اضافي تحت عنوان پاركينگ مزاحم به وي داده مي‌شود.
بنابراين پارك كردن دو ماشين پشت سر هم بدون اينكه براي ديگر ماشين ها مزاحمت ايجاد كند را پاركينگ مزاحم مي‌گويند. مشكل عمده اين نوع پاركينگ‌ها اين است كه براي خروج خودرو جلويي نياز است تا خودرويي عقبي نيز از پاركينگ خارج شود. در سند مالكيت، ابعاد و محل دقيق پاركينگ مزاحم ثبت مي‌شود.

طبق قانون پاركينگ مزاحم به فردي داده مي‌شود كه خود داوطلب شده باشد. به طور مثال گاهي پاركينگ مزاحم براي افرادي كه فقط براي پارك ماشين خود در شب‌ها نياز به پاركينگ دارند و يا افرادي كه هزينه خريد پاركينگ اختصاص را ندارند انتخاب‌ مناسبي است. اما در صورتي كه فردي داوطلب اين كار نباشد اين پاركينگ به فردي كه آخرين سند را ثبت كرده فروخته مي‌شود. اين سند فرد را به عنوان دارنده پاركينگ مزاحم ملزم مي‌كند هر زماني كه صاحبان پاركينگ اختصاصي از وي در خواست دارند ماشين خود را جابجا كند.

تغيير پاركينگ مزاحم به مشاع
اين گزينه مربوط به حالتي است كه شخصي داراي پاركينگ است و ساير ساكنين آپارتمان مي‌توانند با وي همكاري كنند. در اين مورد مي‌تواند با همه آن‌ها توافق كنند و وضعيت پاركينگ خود را به پاركينگ مشاع تغيير دهد. البته استفاده از اين روش نيازمند كسب رضايت از ساير ساكنين است.

حذف پاركينگ مزاحم
يكي از راهكارهايي كه ساكنين درگير با مزاحمت پاركينگ به سراغ آن مي‌روند، حذف و ابطال پاركينگ مزاحم است. در اين گونه موارد بايد در نظر داشت كه قرار دادن پاركينگ مزاحم در يك آپارتمان به دو صورت كاملاً متفاوت انجام مي‌گيرد.
در حالت اول كه به صورت قانوني صورت مي‌گيرد، وجود پاركينگ مزاحم در سند واحد مسكوني ذكر مي‌شود و در اين صورت مي‌توان آن را به عنوان جزء لاينفك آپارتمان در نظر گرفت. اين موضوع باعث مي‌شود كه وجود پاركينگ براي ساير اهالي و ساكنين آپارتمان محدوديت قانوني داشته باشد و حتي بايد شرايط لازم براي استفاده از آن فراهم شود. اگر در اين حالت كسي براي ابطال پاركينگ مزاحم اقدام كند، در نهايت كار به مراجع قانوني مانند شهرداري و اداره ثبت اسناد مي‌رسد كه معمولاً آن‌ها پايبند موارد ذكر شده در قرارداد اوليه آپارتمان هستند.
اما در حالت دوم، ايجاد پاركينگ با تصميم اهالي ساختمان و با توافق آن‌ها انجام گرفته و موردي در سند ساختمان ذكر نشده است. اين وضعيت معمولاً محدوديت قانوني ايجاد نمي‌كند و امكان حذف پاركينگ مزاحم در اين شرايط بسيار بالاست. اگر با چنين موردي مواجه هستيد، به راحتي مي‌توانيد از طريق مراجع قانوني يا حتي از طريق توافق با ساير ساكنين نسبت به حذف اين پاركينگ اقدام كرده و از ايجاد مجدد آن جلوگيري كنيد.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با پاركينگ مزاحم مطلب “با وجود پاركينگ مزاحم در ساختمان چه بايد كرد؟” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/12/3 ساعت: ۱۳ توسط:deltalaw :

تغيير كاربري ساختمان مسكوني به تجاري

بالا بودن هزينه اجاره يا خريد ملك‌هاي تجاري باعث شده تا فردي بخواهد از ملك مسكوني خود براي مقاصد تجاري استفاده كند. البته طبق قانون، تغيير كاربري ساختمان‌هاي مسكوني غيرقانوني است مگر در برخي موارد كه قانون استثنا قائل شده است. با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد.


كاربري ساختمان از مواردي است كه در خريد و اجاره ملك اهميت زيادي دارد. گاهي ممكن است افراد بنا به دلايلي ناچار به تغيير كاربري ساختمان شوند به همين دليل بايد از هزينه تغيير كاربري آگاه شوند. در مجله دلتا در خصوص تغيير كاربري ساختان موارد زير توضيح داده شده است.

كاربري ساختمان چيست؟
كاربري ساختمان عبارت است از تعيين نحوه استفاده از يك ساختمان بر اساس طرح تفصيلي شهرداري، چگونگي بهره‌برداري از ساختمان و فعاليت‌هاي شهري اطراف ساختمان كه همه اين موارد توسط شهرداري انجام مي‌شوند. در واقع هر ساختماني كه ساخته مي‌شود براي هدف خاصي از آن استفاده مي‌شود. ممكن است ساختماني به‌ منظور سكونت‌، تجارت و… بنا شود كه همه اين موارد در شناسنامه ساختمان كه به آن پروانه ساخت ساختمان مي‌گويند ذكر مي‌شود. پروانه ساخت شامل مشخصات فني ساختمان اعم از متراژ همه واحدها، متراژ كل ساختمان، تعداد طبقات، مشاعات ساختمان و از همه مهم‌تر كاربري ساختمان است.


انواع كاربري ساختمان
۸ نوع كاربري ساختمان وجود دارد كه به‌طور مختصر بيان ذكر مي‌شود.

كاربري مسكوني
كاربري تجاري
كاربري كشاورزي
كاربري صنعتي
كاربري خدماتي
كاربري ورزشي
كاربري معدن
فاقد كاربري
شايان ذكر است زمين يا ملك فاقد كاربري به زميني گفته مي‌شود كه جزء اموال ذخيره‌ شده شهرداري است. مانند زمين‌هاي دفع پسماندهاي شهري و…

شرايط تغيير كاربري مسكوني به تجاري
بالا بودن هزينه اجاره يا خريد ملك‌هاي تجاري باعث شده تا فردي بخواهد از ملك مسكوني خود براي مقاصد تجاري استفاده كند. البته طبق قانون، تغيير كاربري ساختمان‌هاي مسكوني غيرقانوني است و كميسيون ماده ۱۰۰ شهرداري در صورتي‌كه از اين امر مطلع شود برخورد قانوني خواهد كرد. البته استثناهايي براي تغيير كاربري ساختمان و استفاده تجاري از اماكن مسكوني وجو دارد كه در ادامه ذكر شده است.

مشاغل مجاز در ساختمان‌هايي با كاربري مسكوني
• وكلا اين امكان را دارند كه اماكن مسكوني را اجاره كنند و از آن به‌عنوان دفتر وكالت استفاده كنند.
• پزشكان مي‌توانند از اماكن مسكوني به‌عنوان مطب استفاده كنند.
• دفتر اسناد رسمي ديگر استثنا است كه مي‌توان آن را در ملكي مسكوني داير كرد.
• دفتر ازدواج و طلاق در ساختمان مسكوني قابل تاسيس است و دفتردار مي‌تواند فرايند قانوني ازدواج و طلاق را در آن انجام دهد.
• دفتر روزنامه و مجله نيز مي‌تواند در ملكي مسكوني داير شود درصورتي‌كه بخش چاپ يا بسته‌بندي در آن انجام نشود و صرفا دفتر مركزي براي مراجعين و بخش اداري باشد.
• مهندسين نيز مي‌توانند از واحدهاي مسكوني استفاده كنند و دفاتر مهندسي خود را در آن ايجاد كنند.
• استفاده از واحد مسكوني براي مشاغل خانگي و حرفه‌هايي كه به‌صورت خانگي راه‌اندازي مي‌شوند؛ مانند فروش سبزي، ترشي و ديگر موارد آماده براي طبخ..
• حرفه‌هاي وابسته به امور پزشكي مي‌توانند با اجاره‌ واحدهاي مسكوني اقدام به راه‌اندازي مراكز خود كنند
• مدارس ابتدايي و راهنمايي از ديگر موارد استثنا هستند كه مي‌توانند فعاليت خود را در واحدهاي مسكوني آغاز كنند.
• آموزشگاه‌ها نيز از ديگر مشاغلي هستند كه منع قانوني در واحدهاي مسكوني ندارند. آموزشگاه‌هاي زبان‌هاي خارجي، آموزشگاه‌هاي وابسته به هنر و موسيقي… كامپيوتر و برنامه‌نويسي از رايج‌ترين اين موارد هستند.


• داروخانه‌ها در صورتي‌كه همسايه‌ها شكايتي نداشته باشند يا مزاحمت، سد معبر و تخلفي نكنند، مي‌توانند از واحدهاي مسكوني كه اغلب در مجتمع‌هاي بزرگ هستند، بهره‌برداري تجاري كنند.
• دفاتر پيشخوان دولت
• در واحدهاي مسكوني، مي‌توان نسبت به تاسيس مهدكودك نيز اقدام كرد و مجوز لازم را اخذ كرد.

مراحل تغيير كاربري واحدهاي مسكوني به تجاري
شخصي كه مي‌خواهد نسبت به تغيير كاربري ساختمان خود اقدام كند، مي‌تواند با طي فرايندهاي مربوطه كاربري مسكوني را به تجاري تغيير دهد. اغلب موارد افراد اين تغيير كاربري ساختمان را به خاطر ارزش بيشتر كاربري تجاري انجام مي‌دهند.
تغيير كاربري ساختمان مسكوني به تجاري از دو طريق امكان‌پذير است:
• تغيير كاربري از راه تخريب واحد مسكوني يا بخشي از آن و نوسازي در راستاي ايجاد استانداردهاي لازم براي يك واحد تجاري
• تغيير كاربري از راه دريافت مجوز لازم در شرايطي كه استانداردهاي يك واحد تجاري از پيش در ملك رعايت شده باشد.

اشخاص براي درخواست
 تغيير كاربري بايد به دفاتر خدمات نوسازي مراجعه كنند. ابتدا بايد فرم مربوطه تكميل شود و در آن علاوه بر مشخصات هويتي، مشخصات ملك را نيز قيد شود. همچنين بايستي است نوع تغيير كاربري ساختمان اعلام شود تا طبق آن اقدامات لازم انجام شود. سپس متقاضي فرم حاوي اطلاعات مذكور به دفاتر خدمات نوسازي ارسال و متعاقبا پاسخ آن دريافت خواهد كرد. شايان ذكر است كه مراحل فوق به‌ صورت الكترونيكي انجام مي‌شود.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/12/3 ساعت: ۱۳ توسط:deltalaw :

مطالبه نفقه فرزند از پدر شوهر

پرداخت نفقه فرزند وظيفه پدر است و پس از فوت يا در صورت عدم توانايي مالي وي، نفقه تحت شرايط خاصي بر عهده پدربزرگ پدري خواهد بود.


نفقه فرزند در درجه اول به عهده پدر است، ولي گاهي پدر از نظر مالي در شرايطي نيست كه بتواند به فرزندان خود نفقه بپردازد و يا اينكه در قيد حيات نيست. در اين گونه موارد پرداخت نفقه تحت ضوابط خاصي به عهده جد پدري قرار مي‌گيرد. در اين مقاله به بررسي شرايط و چگونگي مطالبه نفقه از پدر بزرگ پرداخته شده است. در ادامه با  مجله حقوقي مجله دلتا همراه باشيد.

نفقه فرزند
طبق قانون مدني، پرداخت نفقه وظيفه پدر است. پس از فوت يا به دليل عدم توانايي مالي وي، نفقه به عهده اجداد پدري است. در صورت ‌نبودن پدر و اجداد پدري و يا عدم قدرت مالي آن‌ها، نفقه بر عهده مادر است. ‌هر گاه مادر هم در قيد حيات نباشد و يا قادر به انفاق نباشد، اين امر به عهده اجداد مادري و اجداد پدري است.

شرايط گرفتن نفقه از پدر شوهر
در قسمت قبل توضيح داده شد كه در صورت فوت پدر يا در صورت عدم تمكن مالي وي براي پرداخت نفقه به فرزندان، انجام اين تكليف به عهده پدر بزرگ پدري قرار مي‌گيرد. اما پرداخت نفقه به نوه كه در قانون مدني به آن نفقه اقارب مي‌گويند، فقط در صورت وجود شرايط قانوني امكانپذير است. اين شرايط در زير ذكر داده شده است.
۱. پدر بزرگ تمكن مالي براي پرداخت نفقه به نوه‌هاي خود را داشته باشد. بنابراين اگر پدر بزرگ توان مالي براي پرداخت نفقه را نداشته باشد، تكليفي از اين بابت نخواهد داشت و پرداخت نفقه به عهده مادر قرار مي‌گيرد.
۲. فرزند استحقاق دريافت نفقه را داشته باشد. يعني اينكه وي توانايي مالي لازم براي تامين مخارج خود را نداشته و نتواند با اشتغال به كاري امرار معاش كند.
۳.فقط نفقه آينده فرزند را مي‌توان از پدر بزرگ دريافت كرد و نفقه مربوط به گذشته قابل مطالبه نيست.
لازم به ذكر است كه در صورت وجود شرايط قانوني مذكور ، پدر بزرگ يا جد پدري مكلف به پرداخت نفقه است و در صورت عدم پرداخت نفقه، مي‌توان به جرم ترك انفاق از او شكايت كرد.

دادخواست نفقه فرزند از طرف مادر
گاهي پدربزرگ با داشتن تمكن مالي، از پرداخت نفقه خودداري مي‌كند كه در اين صورت مي‌توان به دادگاه مراجعه و مطالبه نفقه از پدر بزرگ را خواستار شد. در اين شرايط شخص ذينفع كه اغلب مادر فرزند است بايد به دادگاه خانواده مراجعه و دادخواست نفقه فرزند از جد پدري را به دادگاه تقديم ‌كند. در صورتيكه دادگاه تقاضاي مطالبه نفقه فرزند از پدر بزرگ را با توجه به شرايط و مدارك قانوني تشخيص دهد، حكم به پرداخت نفقه توسط جد پدري صادر خواهد كرد. لازم به ذكر است كه دادگاه خانواده صلاحيت رسيدگي به دعواي مطالبه نفقه فرزند از پدربزرگ را دارد و شخص ذي‌نفع كه معمولاً مادر كودك است بايد به اين دادگاه مراجعه كند.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با قوانين پرداخت نفقه فرزند مطلب “نفقه فرزندان و اصولي كه براي پرداخت آن بايد بدانيم” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/12/3 ساعت: ۱۲ توسط:deltalaw :

نكات مهم در خريد ملك ورثه اي

در خريد و فروش املاك موروثي گاهي برخي از وارثان در ايران اقامت ندارند و نمي‌توانند در زمان معامله حضور داشته باشند. بنابراين لازم است وكلاي اين افراد هنگام قرارداد حتماً حضور داشته باشند. اما چند نكته مهم كه بايد در اين زمينه رعايت شود در مجله حقوقي دلتا ذكر شده است.

املاك موروثي از جمله املاكي هستند كه هميشه مورد توجه برخي خريداران بوده‌اند. شايد بتوان گفت موقعيت خوب و قيمت مناسب اين املاك گاهي اوقات براي خريداران قابل توجه است. با اين‎ كه خريد و فروش ملك ورثه‌اي از نظر قانوني مشكلي ندارد، اما بايد برخي جزئيات حقوقي را هم در نظر بگيريد. توجه نكردن به اين گونه مسائل و تبعات بعدي آن خريداران را با مشكلاتي جبران ناپذير روبه رو مي‎كند. در مجله دلتا به نكات مهمي در خصوص خريد ملك ورثه اي اشاره شده كه دانستن آن‌ها خالي از لطف نيست.

خريد ملك ورثه اي
اولين نكته‌ مهم در خريد املاك موروثي، اين است كه ملك به نام متوفي باشد. به طور مثال ملكي كه در مالكيت همسر فوت شده است ملك موروثي محسوب نمي‎شود و ورثه نمي‌توانند آن را با عنوان ملك موروثي بفروشند. بنابراين براي اطمينان لازم است خريدار سند ملك را مشاهده كند تا تكليف صاحب ملك مشخص شود.

گواهي انحصار وراثت
در مقررات ارث، گواهي‌نامه انحصار وراثت وجود دارد. اين گواهي به درخواست هريك از ورثه در محاكم دادگستري صادر مي‌شود تا در آن وارثان فرد فوت شده، به شكل قانوني مشخص شوند. در واقع براي خريد و فروش املاك مورثي يكي از مداركي كه لازم است همين گواهي انحصار وراثت است تا معلوم شود با چه كساني بايد اين معامله صورت گيرد.

 

نبودن يكي از وراث در خريد ملك ورثه اي

معمولاً وارثان بر سر فروختن يا نفروختن سهم خود اختلاف دارند. شايد بتوان گفت يكي از دلايل اصلي رها شدن املاك موروثي همين موضوع است. بايد در نظر داشت خريداران زماني مي‌توانند ملك موروثي را بخرند كه همه‎ ورثه بخواهند سهم خود را بفروشند. بنابراين خريداران نمي‌توانند ملك موروثي را تفكيك كنند و سهم يكي از وراث را خريداري كنند و سهم يكي ديگر از آن‌ها را نخرند. همه وارثان يا وكلاي آن‌ها بايد هنگام نوشتن مبايعه‌نامه حضور داشته و آن را امضا كنند. حتي اگر يك نفر از ۱۰۰ نفر هم هنگام معامله حضور نداشته باشد، بعدا مي‌تواند مشكل ساز شود.

بررسي نمايندگان وارثان
در خريد و فروش املاك موروثي گاهي برخي از وارثان در ايران اقامت ندارند و نمي‎توانند در زمان معامله حضور داشته باشند. بنابراين لازم است وكلاي اين افراد هنگام قرارداد حتماً حضور داشته باشند. اما چند نكته مهم كه بايد در اين زمينه رعايت شود در ادامه ذكر شده است.

۱. وكيل بايد وكالت‌نامه رسمي و معتبر داشته باشد و وكالتنامه‌هاي دست‌نويس و شفاهي اعتبار ندارد.

۲. وكالتنامه بايد در دفاتر اسناد رسمي تنظيم شده باشد.

۳. وكالت‌نامه و حدود اختيار وكيل بررسي شود. وكيل بايد دو مجوز فروش و دريافت پول ملك معامله شده را از‌ سوي ورثه داشته باشد. زيرا ممكن است بعدا” ورثه مدعي شود كه در وكالتنامه اجازه دريافت پول را به وكيل نداده و مجدداً از خريدار درخواست پول كنند.

پرداخت مبلغ به هريك از ورثه
در خريد و فروش املاك موروثي يكي از نكاتي كه بايد رعايت شود، نحوه پرداخت مبلغ معامله است. معمولاً خريدار كل مبلغ معامله را به يكي از وارثان مي‌دهد تا آن‌ها بين خود تقسيم كنند، كه اين اشتباهي بزرگ است. خريدار بايد سهم هر يك از ورثه را جداگانه پرداخت كند تا بعداً كسي مدعي نشود.

 

وارثان صغير در خريد ملك ورثه اي
به گواهي انحصار وراثت با دقت توجه شود كه فرد صغير بين وراث وجود دارد يا خير. زيرا طبق قانون، افراد نمي‌توانند ارث فرد صغير را بخرند يا با او معامله كنند. در اين موارد قانون براي فرد صغير، قيم در نظر مي‌گيرد و خريدار براي خريد املاك موروثي با قيم طرف است. بنابراين اگر فرد صغيري بين ورثه باشد، بايد قيم‌نامه هم جزء مدارك بررسي شود. نكته بعدي اين است كه قانون به قيم اجازه فروش اموال فرد صغير را نداده است. او بايد براي اين موضوع از دادسرا اجازه بگيرد. اين مجوز هم هنگام معامله بايد روئت شود، تا معامله به شكل قانوني و صحيح صورت بگيرد.

مفاصا حساب ماليات برارث

مفاصا حساب ماليات بر ارث يكي از مداركي است كه براي خريد و فروش املاك موروثي به آن نياز است. طبق قانون، وارثان بايد حداكثر تا ۶ ماه بعد از فوت، اظهارنامه ماليات بر ارث را ارائه دهند تا اداره ماليات با توجه به دارايي‌هاي منقول و غيرمنقول متوفي، پس از محاسبه بدهي‌ها، ماليات او را اعلام كند تا مفاصا حساب مالياتي صادر شود. بنابراين ملكي كه افراد قصد خريد آن را دارند، بايد در فهرست اموال متوفي در اين مفاصا حساب آمده باشد.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با مراحل انحصار وراثت مطلب “نكات مهم راجع به انحصار وراثت” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/29 ساعت: ۱۲ توسط:deltalaw :

خريد و فروش وكالتي خودرو

گاهي افراد به دلايلي براي فروش خودرويي كه مالك آن هستند، به شخصي كه مورد اعتمادشان است وكالت فروش خودرو مي‌دهند. خريد و فروش وكالتي خودرو در مجله حقوقي دلتا بررسي شده است.

وكالت خريد و فروش خودرو يا وكالت تعويض پلاك خودرو از جمله وكالت‌هايي است كه در بسياري موارد افراد در معاملات خود از آن استفاده مي‌كنند. برخي اشخاص مشغله‌ زيادي دارند، بعضي از افراد هم به دلايل مختلف ترجيح مي‌دهند كه خود، وارد مراحل معاملات خودرو نشده و انجام اين كار را بر عهده شخص ديگري بسپارند. بهترين راه‌‌ حلي كه براي اين افراد وجود دارد اين است كه با تنظيم وكالت خريد خودرو يا وكالت تعويض پلاك مسئوليت انجام كليه امور مربوط به معامله يا تعويض پلاك را به شخص ديگري محول كنند. در مجله دلتا خريد و فروش وكالتي خودرو و مشكلات آن بررسي شده است. در ادامه با ما همراه باشيد.

وكالت خريد خودرو چيست ؟
وكالت خريد خودرو يعني براي خريد خودرو، تعويض پلاك، انتقال سند و هر فعاليتي مربوط به معامله‌ خودرو، فردي را به‌ عنوان وكيل خود انتخاب كنيد. اين انتخاب بايد به‌ صورت رسمي و در محضر انجام شود تا مراجع قانوني هم فرد موردنظر را به رسميت بشناسند. وكيلي كه انتخاب‌ شده حق امضا و اقدام دارد. به اين معني كه شخص وكيل مي‌تواند خودرو موردنظر خريدار (موكل) را انتخاب كرده و پس از آن با امضاي مدارك، خودرو را به مالكيت خريدار در بياورد.

 

وكالت فروش خودرو چيست؟
گاهي افراد به دليل مشغله زياد يا هر دليل ديگري، براي فروش خودرويي كه مالك آن هستند، به شخصي كه مورد اعتمادشان است وكالت فروش خودرو مي‌دهند. با دادن اين وكالت كليه‌ كارهاي فروش خودرو اعم از پيدا كردن مشتري، ديدار با افرادي كه قصد خريد دارند، مراجعه به مراكز تعويض پلاك و … همه به عهده‌ فردي است كه وكالت را قبول كرده است.

مشكلات خريد و فروش وكالتي خودرو
در بحث وكالت خريد و فروش خودرو، نوع ديگري از وكالت هم وجود دارد كه دادن وكالت به خريدار خودرو است. وكالت دادن به خريدار خودرو به اين معني است كه فروشنده به خريدار اختيار تام مي‌دهد تا خودرو را به مراكز تعويض پلاك ببرد، فك پلاك و نصب پلاك كند، سند را به نام خودش بزند و ديگر كارهاي مربوط به انتقال خودرو را بدون حضور فروشنده انجام دهد. بنابراين زماني كه پلاك فروشنده بر روي خودرو باشد، هر تخلف و حتي جرمي كه با خودرو انجام شود، مسئوليت با وي است. بنابراين بايد در نظر داشت كه تا جايي ممكن بايد از دادن وكالت به خريدار اجتناب كرد و اگر هم فروشنده در شرايط بسيار ضروري مجبور به دادن چنين وكالتي شد، مدت ‌زمان آن را كوتاه و نهايتا دو روزه تعيين كنيد.

 

بايد در نظر داشت هر چقدر هم كه افراد در خريد و فروش وكالتي خودرو، به وكيل انتخابي خود اعتماد داشته باشند، باز هم ممكن است مشكلاتي به وجود بيايد كه براي آن‌ها دردسرساز شود.

هزينه وكالت خريد و فروش خودرو به عهده كيست؟
به طور معمول و در واقع عرف معاملات خريد و فروش خودرو در اغلب مناطق كشور هزينه‌ انتقال سند، تعويض پلاك و مسائلي از اين قبيل بر عهده‌ خريدار و هزينه‌هايي مانند خلافي و عوارض شهرداري با فروشنده است. سؤال ديگري كه در اين مورد مطرح مي‌شود اين است كه هزينه وكالت فروش خودرو چقدر است؟ در پاسخ بايد گفت اين هزينه، توافقي است كه بين خريدار و فروشنده معامله انجام مي‌شود. اگر قرار باشد پولي جابه‌جا شود با توجه به نوع خودرو، اين مبلغ متفاوت است.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/29 ساعت: ۱۲ توسط:deltalaw :

فسخ معامله ملكي به علت تاخير در پرداخت پول

در قرارداد هنگامي كه ملكي توسط شخصي خريداري مي‌شود بايد شرايط و ترتيباتي براي پرداخت ثمن ملك در قرارداد پيش‌بيني شود. يكي از اين موارد حق فسخ معامله به دليل تاخير در پرداخت مبلغ از سوي خريدار است.

در معاملات املاك گاهي اتفاق مي‌افتد كه خريدار ملك پس از امضاء قولنامه، به تعهد خود مبني بر پرداخت مبلغ معامله در موعد مقرر، عمل نكرده و اين تاخير در پرداخت پول در مواردي باعث ضرر رسيدن به فروشنده شده است. در اين نوشتار در خصوص تاخير در پرداخت ثمن معامله و حقوق فروشنده نسبت به فسخ معامله در اين گونه موارد پرداخته شده است. در ادامه با مجله دلتا همراه باشيد.

مراحل قانوني فسخ معامله
هنگامي كه ملكي توسط شخصي خريداري مي‌شود بايد شرايط و ترتيباتي براي پرداخت ثمن ملك در قرارداد پيش‌بيني شود. در صورتي كه هنگام معامله براي پرداخت مبلغ (ثمن) مدتي مشخص نشده باشد و سه روز از تاريخ فروش ملك بگذرد و در اين مدت نه فروشنده ملك را تحويل مشتري دهد و نه مشتري تمام ثمن معامله را به فروشنده پرداخت كند، فروشنده مي‎تواند قرارداد را به استناد خيار تاخير ثمن كه در واقع اختيار فسخ معامله به دليل دير پرداخت كردن پول است، فسخ كند. بنابراين فروشنده‌اي كه ملك خود را فروخته اما هنوز آن را تحويل خريدار نداده است، خواهان ناميده مي‌شود و بايد دعوا را به طرفيت خريدار كه خوانده گفته مي‌شود، مطرح كند. فروشنده بايد ابتدا طي اظهارنامه‌اي به طرف مقابل اعلام كند و در صورتي ‎كه خريدار به اظهارنامه توجه نكرد و پرداختي از جانب وي صورت نگرفت، فروشنده در دادخواستي كه به دادگاه ارائه مي‎دهد، تاييد فسخ قرارداد با توجه به خيار تاخير ثمن را بخواهد. شايان ذكر است دعواي املاك و اموال غير منقول در دادگاهي رسيدگي مي‎شود كه ملك در حوزه آن دادگاه واقع شده است.

 

نكات قابل توجه فسخ معاملات
۱. با گذشت سه روز از تاريخ معامله و نپرداختن مبلغ از طرف خريدار، فروشنده حق فسخ معامله را دارد، ولي در صورتي كه براي فسخ اقدام  نكند و خريدار نيز مبلغ معامله را پرداخت كند، فروشنده ديگر حق فسخ معامله را ندارد.

۲. اگرخريدار براي پرداخت مبلغ مورد معامله، ضامن معرفي كند يا پرداخت آن را به ديگري حواله دهد، چنانچه فروشنده، ضامن و يا حواله را قبول كند، خيار تاخير ثمن از بين مي‎رود.

۳. در حقوق و عرف جامعه، اصولا تاخير در پرداخت مبلغ مورد معامله براي فروشنده، حق فسخ ايجاد نمي‎كند و فروشنده بايد الزام و اجبار خريدار را به پرداخت مبلغ، از مراجع ذي صلاح خواستار شود.

بنابراين خيار تاخير ثمن يا به عبارتي اختيار فسخ معامله از طريق فروشنده به خريدار اعلام مي‎شود. در اين گونه موارد دادنامه‌ صادرشده، جنبه اعلام دارد و فقط به عنوان فسخ معامله است بنابراين اجرائيه صادر نمي‎شود.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با اصطلاح حقوقي خيار و انواع آن در معاملات ملكي، مطلب “خيار در معاملات ملكي به چه معناست؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/29 ساعت: ۱۲ توسط:deltalaw :

نحوه اثبات كلاهبرداري

براي تحقق جرم كلاهبرداري لازم است اقداماتي فريبكارانه از سوي كلاهبردار انجام شود. به عنوان مثال شخصي در هنگام فروش خانه خود معايب آن را به خريدار بازگو نمي‌كند و شخص خريدار پس از خريدن ملك متوجه خرابي و معايب مي‌شود. در اين صورت نمي‌توان فروشنده را كلاهبردار ناميد.

كلاهبرداري از جمله جرائمي است كه در اثر اعتماد به افراد سودجو اتفاق مي‌افتد. امروزه با توسعه و پيشرفت تكنولوژي راه‌هاي كلاهبرداري پيچيده‌تر و پيشرفته‌تر شده، و به همان اندازه اثبات تحقق كلاهبرداري نيز سخت‌تر و دشوارتر گرديده است. با اين حال قانون كيفري كشور، شرايط مشخصي براي اثبات جرم كلاهبرداري تعيين كرده كه در ادامه مجله دلتا به آن‌ها پرداخته شده است.

تعريف كلاهبرداري
جرم كلاهبرداري هنگامي رخ مي‌دهد كه شخصي با توسل به دروغ و يا استفاده از وسايل و ادعاهاي غيرواقعي مالك را فريب دهد تا مال خود را با رضايت، در اختيار او قرار دهد.

اثبات جرم كلاهبرداري
۱.مالباخته اثبات كند، كلاهبردار با استفاده از ادعاهاي دروغ و يا استفاده از وسايل و لوازم غير‌واقعي، وي را فريب داده است. به عنوان مثال كلاهبردار به دروغ خود را پزشك، مهندس ساختمان و يا كارمند دولت و… معرفي كرده است. اين مرحله يكي از سخت‌ترين مراحل اثبات كلاهبردار بودن شخص است چرا كه اثبات حرف‌هاي دروغين بدون داشتن شاهد كار بسيار سختي است.
۲. بردن مال توسط كلاهبردار را ثابت كند. يعني شخص متقلب پس از فريب افراد، مال آن‌ها را در اختيار خود قرار دهد.
بنابراين افراد مالباخته بايد دو مورد را براي اتهام كلاهبرداري در دادگاه اثبات كنند.

ضرر و زيان مالي قرباني
نفع بردن كلاهبردار از بردن مال وي
در صورتي كه به هر دليلي اين دو مورد در دادگاه ثابت نشود، نمي‌توان به كسي اتهام كلاهبرداري را وارد كرد.

 

شرايط تحقق كلاهبرداري
۱. براي تحقق جرم كلاهبرداري لازم است اقداماتي فريبكارانه از سوي كلاهبردار انجام شود. به عنوان مثال شخصي در هنگام فروش خانه خود معايب آن را به خريدار بازگو نمي‌كند و شخص خريدار پس از خريدن ملك متوجه خرابي و معايب مي‌شود. در اين صورت نمي‌توان فروشنده را كلاهبردار ناميد. زيرا در اين مثال نگفتن حقيقت، دليل بر دروغ گفتن نيست. حتي اگر فروشنده به طور عمد ايرادات را بيان نكرده باشد.
۲. وسايلي كه كلاهبردار براي فريب مال‌باخته استفاده كرده تقلبي باشد.
۳. مال‌باخته با وجود ناآگاهي و عدم اطلاع از تقلبي بودن وسايل فريب كلاهبردار را خورده باشد.
۴. اموال برده شده و تصرف شده توسط كلاهبردار متعلق به ديگري باشد.

مجازات جرم كلاهبرداري
با توجه به نوع، شرايط وقوع و عوامل مخففه و مشدده در كلاهبرداري، ميزان مجازات تعيين شده براي آن متفاوت است. اما بايد در نظر داشت كه در تمامي انواع مجازات ها علاوه بر مجازات معين شده، كلاهبردار بايد اصل مال را به صاحبش برگرداند. مجازات جرم كلاهبرداري به دو نوع ساده و مشدد تقسيم مي‌گردد كه در زير هر يك را به تفكيك بيان شده است.

 

مجازات كلاهبرداري مشدد
به جرمي كلاهبرداري شديد گفته مي‌شود كه مرتكب كارمند دولت يا شهرداري‌ها و نهادهاي انقلابي باشد و يا مرتكب، خود را مامور دولت و موسسات دولتي معرفي كند. همچنين در جرم كلاهبرداري، اگر مرتكب براي انجام جرم كلاهبرداري عموم مردم را از طريق وسايل جمعي مثل تلويزيون، راديو و روزنامه فريب دهد، به اين نوع از كلاهبرداري كه ضرر آن به امنيت اجتماعي و اقتصادي عموم مردم وارد مي شود جرم كلاهبرداري شديد گفته مي‌شود. در اين صورت مرتكب علاوه بر اصل مال، به حبس از ۲ تا ۱۰ سال و انفصال از خدمات دولتي تا ابد و پرداخت جزاي نقدي محكوم خواهد شد.

مجازات كلاهبرداري ساده
جرم كلاهبرداري كه هيچ كدام از موارد كلاهبرداري مشدد نباشد، شامل جرم كلاهبرداري ساده خواهد بود، چون در اين نوع جرم، وسعت ضرر و زيان به مراتب كمتر از جرم مشدد است و گستردگي جرم كلاهبرداري مشدد را نخواهد داشت و بيشتر در ميان معاملات ساده ميان مردم اتفاق مي‌افتد. مجازات جرم كلاهبرداري ساده، حبس از ۱ سال تا ۷ سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي كه دريافت كرده است و همچنين كلاهبردار بايد اصل مال را به صاحبش برگرداند. شايان ذكر است در صورت وجود دلايل و مداركي مبني بر تخفيف مجازات، دادگاه براي متهم حداقل مجازات حبس و انفصال ابد از خدمات دولتي در نظر مي‌گيرد، ولي نمي تواند به تعليق مجازات حكم دهد.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با جرم كلاهبرداري ملكي مطلب “كلاهبرداري ملكي ؛ و راه هاي پيشگيري از آن” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/27 ساعت: ۱۶ توسط:deltalaw :

نحوه استعلام شركت‌ ها

هنگامي كه يك شركت تجاري در اداره ثبت شركت‌ها به ثبت مي‌رسد، به شركت مورد نظر يك شماره ثبت اختصاص داده مي‌شود كه اين شماره داراي اهميت بسياري است؛ زيرا با اين شماره، شركت شناخته مي‌شود.

استعلام موجوديت شركت ها از جمله مباحثي است كه در خصوص شركت‌ها مطرح مي‌شود. براي آشنايي بيشتر در اين خصوص در مجله دلتا به بررسي اين موضوع پرداخته است. در ادامه با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد.

استعلام موجوديت شركت ها
هنگامي كه يك شركت تجاري در اداره ثبت شركت‌ها ثبت مي‌شود، به آن شركت يك شماره ثبت اختصاص داده مي‌شود كه اين شماره داراي اهميت بسياري است زيرا از طريق شماره مذكور، شركت شناخته مي‌شود و چون ممكن است در يك نقطه ديگر از كشور، نمونه‌اي همانند اين شماره ثبت وجود داشته باشد، سازمان املاك و اسناد كشور، به شركت‌ها كه افراد حقوقي ناميده مي‌شوند، شناسه ملي اختصاص مي‌دهد. شناسه ملي شماره‌اي ۱۱ رقمي است كه فقط به يك شركت اختصاص داده مي‌شود و در شناسايي و استعلام قانوني بودن شركت و موجوديت آن شركت مهم‌ترين نقش را دارد.

 

ويژگي‌هاي شماره ثبت شركت
۱. ثابت و بدون تغيير است.
۲. شركت‌هايي كه شماره ثبت ندارند، غيرمجاز هستند.
۳. از طريق شماره ثبت هويت شركت يا موسسه شناسايي خواهد شد.
۴. در صورتي كه شركت داير باشد، توسط شماره ثبت قابل شناسايي خواهد بود.
۵. بهترين روش براي استعلام ثبت شركت است.
۶. به كمك شماره ثبت يك شركت، هويت  شركت‎ها (اشخاص حقوقي) ثبت شده در سازمان‌هاي مختلفي از جمله وزارت كشور، اوقاف و امور خيريه و … قابل شناسايي است.
شايان ذكر است به هنگام استعلام شماره ثبت شركت‌ها ، مي‌توان نوع شركت، محل فعاليت آن و قانوني بودن يك شركت را بررسي كرد.


روش‌هاي استعلام شركت ها
منبع قابل استناد براي همه اشخاص و سازمان‌هاي دولتي و خصوصي، سامانه استعلام شركت‌ها كشور است كه فقط نام شركت‌هاي معتبر در اين سامانه ثبت شده است. بنابراين افراد به منظور استعلام قانوني يك شركت بايد نام شركت يا شماره ثبت شركت و يا شناسه ملي شركت را در اين سامانه وارد كنند. در صورت وجود و ثبت قانوني يك شركت در اين سامانه، مي‌توان اطلاعات كاملي در مورد آن شركت تجاري را به دست آورد. شايان ذكر است براي گرفتن هرگونه استعلام از اداره ثبت شركت‌ها فقط مي‌توان به سامانه اينترنتي اين اداره مراجعه كرد، بنابراين افراد در خصوص كليه سوالات متداول در خصوص ثبت شركت‌ها در سايت اداره ثبت اسناد و املاك كل كشور، به آدرس www.ssaa.ir ذكر شده است.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با مراحل ثبت شركت مطلب “ثبت شركت در روزنامه رسمي چه مراحلي دارد؟” را مطالعه كنيد


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/27 ساعت: ۱۶ توسط:deltalaw :

پيامدهاي حقوقي مشاركت در ساخت

مالكان به دليل اينكه اغلب خود توانايي سرمايه‌گذاري و دريافت وام‌هاي بانكي كلان را ندارند و از سوي ديگر از فن و تخصص لازم براي ساخت و ساز ملك برخوردار نيستند، با سازندگان قرارداد مشاركت در ساخت منعقد مي‌كنند. با مجله حقوقي دلتا همراه شويد.

همواره در قرارداد‎هاي مشاركت در ساخت، نگراني مالك از اين جهت است كه ممكن است سازنده علاوه بر اينكه سهم او را از زمين مالك مي‎شود، به تعهدات خود عمل نكند. در مقابل سازنده دغدغه‎ اين را دارد كه در پايان قرارداد قدرالسهم و سرمايه‎اش از بين رود. در بررسي مشكلات ناشي از قراردادهاي مشاركت در ساخت به موارد عمده‎اي از مشكلات و مسايل حقوقي رسيده‎ايم كه بهتر است از آن‌ها اطلاع داشته باشيم. در مجله دلتا به بررسي چالش‌هاي حقوقي مشاركت در ساخت پرداخته شده است.

قوانين مشاركت در ساخت
هر چند ممكن است از سازنده به سبب عدم اجراي تعهداتش، ضمانت‌هايي مانند چك با مبالغي گرفته شود كه مي‌تواند تا اندازه‌اي اعتماد مالك را در مراحل ساخت جلب كند، اما به دليل پيشگيري از بروز برخي از مسائل، تمام موارد و تعهدات شامل مشخصات عمومي ساختمان بايد در قرارداد نوشته شود، ضمن اينكه انجام تعهدات دو طرف بايد داراي مدت زمان مشخص باشد و در صورتي كه  يكي از دو طرف تعهدات خود در زمان مشخص شده را ناديده بگيرد  و از اجراي آن سر باز زند. با تعيين ضمانت اجرا در قرارداد، ضرر و زيان طرف ديگر جبران خواهد شد. اين ضمانت اجرا به دو صورت تعيين مي‎شود يا خسارت روزانه يا مبلغي مقطوع كه در اصطلاح حقوقي وجه التزام مي‎گويند.

 

يكي ديگر از مسايل مشكل ساز اين است كه گاهي اوقات شرط‌هاي مبهم، در خصوص احداث بناي اضافه در طبقه آخر يا واحد هاي تجاري در طبقه همكف يا كارهايي از اين قبيل خلاف آنچه در پروانه ساخت درج شده، در قرارداد نوشته مي‌شود. در اين موارد نيز به اين علت كه به ‎طور واضح در قرارداد اوليه تكليف ميزان سهم و تعهدات هر يك از دو طرف معين نشده بعضي از سازندگان، در شريك دانستن  مالك در چنين بناهايي دچار ترديد مي‎شوند، حتي در برخي از مواقع كل بناي اضافه را متعلق به خود مي‎دانند.

گاهي نيز به فرض پرداخت جريمه‎ تخلف ساختماني، مالك از پرداخت اين جريمه خودداري مي‎كند و در صورتي‎ كه توافقي در اين مورد انجام نشود، منتهي به دعاوي طولاني مدت و پر هزينه خواهد شد.
براي  اجتناب از به‎ وجود آمدن چنين مسائلي توصيه مي‎شود، از همان ابتدا به ‎طور شفاف چگونگي هزينه و سهم هريك از دو طرف از بناي اضافي احتمالي مشخص و در قرارداد نوشته شود در غير اين‎صورت چنانچه بعد از قرارد اوليه تصميم به ساخت بناي اضافي گرفته شد، حتماً يك قرارداد جداگانه نوشته و به‎ صورت متمم به قرارداد اوليه ضميمه شود.

چالش‌هاي حقوقي مشاركت در ساخت مربوط به پيش فروش سهم سازنده به افراد ديگر است. معمولاً سازندگاني كه سرمايه كافي براي ساخت ندارند و مي‌خواهند با سرمايه ديگران پروژه را تمام كنند اقدام به پيش فروش مي‎كنند و بعضاً مشاهده شده كه بعد از قرارداد ساخت و انجام شدن برخي اقدامات اوليه، مبالغ هنگفتي را به اميد ساخت و تحويل ساختمان موضوع قرارداد پيش فروش، از خريدار گرفته و متواري شده‌اند.

 

راه حل اين است‎ كه در قرارداد، حق پيش‌فروش واحدها براي سازنده محدود و تا حد امكان گرفته شود و در شرايط بسيار سخت، سازنده فقط حق فروش‌ بخشي از سهم خود، آن هم به نسبت پيشرفت پروژه و با تاييد مالك داشته باشد و يا تا قبل از اخذ پايان كار و انجام مراحل نهايي صدور سند تك برگي براي هر واحد جديد، حق فروش به شخص سوم را نداشته باشد.  خريداران نيز دقت كنند تا زماني كه سند كلنگي هنوز به نام مالك است سازنده نمي‎تواند بدون امضاي مالك، ملك را بفروشد حتي اگر در قرارداد از طرف مالك اجازه‎ فروش داشته باشد.

ممكن است سازنده با تغييرات سليقه‎اي در نقشه هاي اوليه موجب تفاوت زيادي ميان ملك ساخته شده با نقشه‎هاي اوليه شود. اين اختلافات مي‎تواند شامل  بخش‎هاي مختلفي از ملك شود؛ مانند: پي، فونداسيون، سقف ها و ستون هاي ساختمان تا مصالح و لوازم ظاهري مانند شيرآلات، كابينت ها، راه پله ها و سيستم هاي مختلف ساختمان.
در تمام اين موارد ذينفع، براي ثبات ادعا ابتدا بايد از شوراي حل اختلاف  محل وقوع ملك تأمين دليل و سپس با پرداخت هزينه‌هاي دادرسي در دادگاه شكايت خود را طرح كند.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با قوانين مشاركت در ساخت “قرارداد مشاركت در ساخت و تعيين سهم شركا” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/27 ساعت: ۱۶ توسط:deltalaw :

شرايط طلاق غيابي

اگر دادخواستي عليه شخصي داده شود و خوانده يعني كسي كه عليه او خواسته مطرح شده است، ابلاغيه را به شخصه تحويل نگرفته باشد و به تعبير حقوقي به او ابلاغ نشده باشد و يا اين كه ابلاغ شده ولي در جلسات دادگاه حاضر نشود، در صورت محكوم شدن او راي صادره غيابي است. اين قاعده در خصوص طلاق هم صدق مي‌كند.

طلاق غيابي يكي از انواع طلاق است كه با توجه به شرايطي هر يك از زن يا مرد در دادگاه خانواده آن را درخواست مي‌كنند. اما قبل از توضيح در خصوص طلاق غيابي بايد ابتدا بدانيم رأي غيابي چيست؟ در مجله دلتا در خصوص شرايط و چگونگي درخواست طلاق غيابي توضيح داده شده است.

رأي غيابي چيست؟
پيش از توضيح در باره طلاق غيابي  لازم است بدانيم راي غيابي چيست؟ اگرعليه شخصي  دادخواست داده شود و خوانده يعني كسي كه عليه او خواسته مطرح شده است خود ابلاغيه وقت رسيدگي دادگاه را تحويل نگرفته باشد و به تعبير حقوقي طبق ماده ۶۸ قانون آيين دادرسي مدني به او ابلاغ نشده باشد و يا اين كه در جلسات دادگاه حاضر نشود، در صورت محكوم شدن اوو ندادن لايحه، راي صادره غيابي است، راي غيابي ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ در همان شعبه قابل واخواهي است و كسي كه راي غيابي عليه او صادر شده است مي تواند ظرف مدت مذكور از دادگاه با ذكر دليل تقاضاي واخواهي و رسيدگي مجدد كند.

خواسته طلاق هم از قاعده مذكور مستثني نيست و اگر وقت رسيدگي به خوانده ابلاغ واقعي نشده باشد و در دادگاه نيز حضور نيابد و لايحه هم نداده باشد در فرض محكوميت، طلاق غيابي است. اما با توجه به اين كه خواهان طلاق و خواسته طلاق مي تواند طلاق از طرف مرد يا طلاق از طرف زن باشد، دراين خصوص جداگانه توضيح داده مي شود.

 

طلاق غيابي از طرف مرد
طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدني حق طلاق در اختيار مرد است. بنابراين اگر مردي دادخواست طلاق به طرفيت همسرش بدهد چه زن در دادگاه حاضر شود و يا حضور پيدا نكند و لايحه نيز ندهد قطعا راي طلاق صادر خواهد شد ؛ اما در حالت دوم راي صادره طلاق غيابي است و زن مي تواند در مهلت قانوني واخواهي كند. آنچه اهميت دارد اين است كه راي طلاق به درخواست مرد از سوي دادگاه صادر مي شود.

به هر حال ثبت طلاق منوط است به پرداخت حقوق مالي زن كه در راي دادگاه منعكس مي شود.

حقوق مالي زن در طلاق از طرف مرد عبارت است از مهريه، اجرت المثل ايام زوجيت (به شرط مطالبه از سوي زن)، نفقه ايام عده، نفقه معوقه (در صورت مطالبه زن و استحقاق او) و شرط تنصيف اموال مندرج در عقدنامه ها به شرط امضاء اين شرط توسط مرد و موجود بودن اموال هنگام طلاق كه بعد از عقد خريداري شده باشد.

بعد از صدور حكم طلاق غيابي به درخواست مرد اگر مهريه قبلا توسط زن مطالبه نشده باشد مرد در صورت مصر بودن و ناتواني در پرداخت يك جاي مهريه مي تواند دادخواست اعسار از پرداخت مهريه را به همان شعبه صادر كننده طلاق به طرفيت زن ارائه دهد .دادگاه در صورت حضور نيافتن زن يا نبودن او با توجه به شهادت شهود مرد، مهريه را تقسيط مي كند.

طلاق غيابي از طرف زن چگونه است ؟
اگر دادخواست طلاق از طرف زن داده شده و شرايط طلاق غيابي را هم داشته باشد به اين معني كه برگه‌ ابلاغيه به شوهر داده نشده باشد و يا مرد با وجود ابلاغ، در دادگاه حاضر نشود و لايحه نفرستد، دادگاه حكم طلاق غيابي صادر مي‌كند.

 

شرايط طلاق غيابي از طرف زن
۱. هرگاه شوهر چهار سال تمام غايب مفقودالاثر باشد، يعني غايب باشد و هيچ خبري از او در دست نباشد و زن دادخواست طلاق بدهد، دادگاه سه نوبت آگهي هر يك به فاصله‌ يك ماه در روزنامه محلي و يكي از روزنامه‎هاي كثيرالانتشار محل تهران با هزينه‌ خواهان منتشر مي‌كند. پس از گذشتن يك سال از اولين آگهي، چنانچه خبري از زنده بودن مرد نشود، دادگاه حكم به فوت فرضي مرد مي‌دهد. به عبارت ديگر فرض را بر اين مي‎گيرند كه مرد فوت كرده است.
۲. نپرداختن نفقه توسط مرد به مدت شش ماه، حتي اگر خودداري مرد از دادن نفقه به دليل تنگدستي و فقر او باشد.
در اين موارد، زن مي‌تواند براي مطالبه‌‌ نفقه به دادگاه مراجعه كند و در صورت عدم پرداخت نفقه از جانب مرد، دادخواست طلاق دهد. البته اگر زن در قبال شوهر تمكين نكند و از انجام تكاليف قانوني‎ خود بدون دليل موجه خودداري كند، ناشزه محسوب مي‌شود و حق دريافت نفقه را نخواهد داشت.
۳. از ديگر شرايط طلاق غيابي كه از طرف زنان، بسيار مطرح مي‎شود، رهايي از زندگي پر مشقت و تحمل‌ناپذير است كه در پي آن درخواست طلاق مي‎كنند و در صورت اثبات عُسر و حَرَج و احراز اين شرايط توسط دادگاه، دادگاه حكم طلاق صادر مي‌كند.
عسر و حرج يعني سختي و مشقتي كه توان و تحمل ادامه‌ زندگي براي زن وجود نداشته باشد. زن با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق كرده و دادگاه مي‌تواند مرد را مجبور به طلاق كند. چنانچه در صورت اجبار دادگاه، همچنان مرد حاضر به طلاق نباشد، با اجازه دادگاه زن مي‌تواند طلاق بگيرد. شايان ذكر است، معيار تعيين عسر و حرج زن، عرف است كه با توجه به شرايط روحي و اجتماعي زن و شوهر و محيط و زمان و مكان تعيين مي‌شود. در عمل، اثبات اين ادعا از مشكل‌ترين مواردي است كه زن براي مطالبه طلاق با آن مواجه است.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با انواع طلاق “انواع طلاق و مراحل آن در قانون” را مطالعه كنيد.

طالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا...


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/27 ساعت: ۱۵ توسط:deltalaw :

خسارت تاخير بازگرداندن وديعه مستاجر

طبق قانون روابط موجر و مستاجر، تشخيص ميزان خسارتي كه از طريق موجر به مستاجر به دليل تاخير در بازگرداندن مبلغ رهن وارد شده، طبق شاخص بانك مركزي است، نه از طريق تشخيص كارشناس.

يكي از قراردادهاي رايج و متداولي كه بين افراد وجود دارد، عقد رهن و اجاره است. با انعقاد قرارداد اجاره، مبلغي از طرف مستاجر به موجر پرداخت مي‌شود. مبلغ گرو گذاشته شده رهن يا وديعه ناميده مي‌شود كه مستاجر به عنوان قرض الحسنه و تضمين اجاره ملك به مالك مي‌دهد و زماني كه مستاجر ملك را تخليه مي‎كند، مالك موظف است مبلغ وديعه را به مستاجر بازگرداند. اما گاهي پيش مي‌آيد كه موجر بنا به دلايلي، در بازگرداندن مبلغ رهن به مستاجر تاخير مي‌كند و مستاجر با مشكلاتي مواجه مي‌شود. به همين دليل در مجله دلتا به بررسي خسارت تاخير در بازگرداندن مبلغ رهن پرداخته شده است.

الزام موجر به پرداخت وديعه
در مورد تخليه املاك مشكلاتي  وجود دارد كه متاسفانه در برخي موارد سبب تضييع حقوق مستاجر مي شود كه به دليل عدم توجه به مواردي هنگام تنظيم و امضاي قرار داد اجاره و تعيين نكردن ضمانت اجرايي قوي براي قرارداد روي مي دهد. زماني كه قرارداد اجاره تنظيم مي شود مدت و مبلغ ديعه و اجاره بها مشخص است و در پايان مدت اجاره موجر حق دارد درخواست تخليه را از مراجع قضايي پيگيري كند.

 

اگر مستاجر پس از پايان و انقضاي مدت اجاره ملك را تخليه كند اما موجر وديعه وي را بازنگرداند موضوعي است كه قانونگذار به صورت جدي به آن نپرداخته است.در اين خصوص راهكار اول اين است كه مستاجر در آن ملك به تصرف خود ادامه مي دهد و ملك را تخليه نمي كند و منتظر مي ماند تا موجر وديعه را پرداخت كند.

راهكار دوم هر چند آزاردهنده است اما با قانون تطابق بيشتري دارد.مستاجر بايد به مرجع قضايي و شوراي حل اختلاف مراجعه و اعلام كند كه آماده است ملك را تخليه كند و از دادگاه درخواست مي كند تا به جاي موجر ملك را تحويل گيرد و آن را پلمپ كند.

موجر كه پس از اين حكم به ملك مراجعه مي كند حق فك پلمپ ندارد و اگر به اين كار دست بزند مرتكب جرم شده است.در اين حالت موجر موظف است وديعه را بازگرداند و سپس مستاجر مي تواند به همان شعبه حل اختلاف مراجعه و وديعه را دريافت كند.

 

خسارت تاخير استرداد وديعه  به نرخ روز محاسبه مي شود؟
از تاريخي كه مستاجر وديعه را مطالبه مي كند ، حق دارد خسارت تاخير تاديه به ميزان نرخ تورم اعلام شده از سوي بانك مركزي را درخواست كند. بنابراين در زمان انعقاد اجاره نامه مستاجر بايد به اين موضوع دقت كند و ضمانت اجرايي براي خود قائل شود تا اگر در پايان مهلت اجاره ، به رغم درخواست دريافت وديعه ، موجر از استرداد وجه خودداري كرد ،مستاجر بتواند نسبت به استيفاي منعفت آن ملك اقدام كند .

از سوي ديگر مستاجر حق دارد به ازاي هر روز از تاخير استرداد ميلغ وديعه ، با يك مبلغ توافقي از موجر حق التزام  دريافت كند.

اگر مستاجر ملك را تخليه نكند، چه اتفاقي مي افتد ؟
مستاجري كه در پي استيفاي منفعت است و بدون اجازه موجر از ملك استفاده مي كند در اين حالت اجرت المثل به موجر تعلق مي گيرد.به اين معنا كه از تاريخ انقضاي قرارداد اجاره  موجرمي تواند درخواست اجرت المثل كند.در برخي موارد اجرت المثل به قيمت روز محاسبه مي شود و به مستاجر ضرر زيادي وارد مي شود.

مطالب بشتر در مجله حقوقي دلتا....

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با قوانين و مقررات قرارداد اجاره “اجاره نامه و موارد حائز اهميت حقوقي” را مطالعه كنيد.


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/27 ساعت: ۱۵ توسط:deltalaw :

شرايط مطالبه مهريه از پدر شوهر

از نظر قانوني پدر شوهر هر چند بسيار متمول، تكليفي براي پرداخت مهريه پسر خود را ندارد حتي اگر آن پسر فقير باشد. اما تحت شرايط خاصي امكان گرفتن مهريه از پدر همسر وجود دارد.

مهريه از حقوق مالي زن است كه مرد متعهد به پرداخت آن است و ارتباطي به اطرافيان او ندارد. اما سوالات بسياري در اين خصوص پرسيده مي‌شود كه آيا در صورت ناتواني مالي مرد، امكان درخواست مهريه از پدر همسر وجود دارد. در مجله دلتا شرايط مطالبه مهريه از پدر شوهر ‌پاسخ داده شده است.

مطالبه مهريه از پدر شوهر
از نظر قانوني پدر شوهر هر چند هم از تمكن مالي برخوردار باشد، وظيفه‌اي در قبال پرداخت مهريه پسر خود ندارد حتي اگر آن پسر (شوهر) فقير باشد گرفتن مهريه از پدر شوهر ممكن نيست۵. اما تحت شرايط خاصي امكان مطالبه مهريه از پدر همسر وجود دارد. در واقع در مواردي كه پدر همسر، در ضمن عقد ازدواج يا در سند ازدواج و يا حتي در قراردادي مستقل، پرداخت مهريه را تقبل كند يا ضمانت پسر خود را كرده باشد كه در اين صورت زن مي‎تواند براي آنچه پدر شوهر تعهد كرده، براي گرفتن مهريه از پدر شوهر به او مراجعه كند. بنابراين در صورتي كه پدر شوهر به عنوان ضامن در زمان عقد، محل ضامن بودن پسر را در عقدنامه ازدواج امضا كند، زن مي‌تواند براي درخواست مهريه به پدر شوهر كه ضامن شوهر است اقدام كند. بايد در نظر داشت كه ضامن شدن پدر شوهر، بايد به طور رسمي امضا و در دفتر عقد ازدواج تاييد شده و به ثبت رسيده باشد. بنابراين در صورتيكه وي به طور لفظي و فقط با گفتن اينكه من ضامن پسر خود براي پرداخت مهريه مي‌شوم، از نظر قانوني اعتبار ندارد و نمي‌توان از پدر شوهر درخواست مهريه كرد.

 

مهريه از ارث پدر شوهر
در مواردي كه به دليل فوت پدر يا ساير اشخاصي كه شوهر از آن‌ها ارث مي‌برد، وارث اموال و سرمايه‌اي شود، زن مي‌تواند مهريه خود را از سهم الارث همسر دريافت كند. بايد در نظر داشت در صورتيكه كه پدر شوهر در زمان عقد ازدواج پرداخت مهريه را تعهد كرده باشد و يا ضامن پرداخت مهريه شود و بعد از مدتي از دنيا برود، اگر اموالي داشته باشد، آن اموال براي وصول مهريه توقيف مي‎شوند.

نحوه توقيف سهم‌الارث براي مهريه
در اين شرايط زن بايد دادخواست تامين اموال شوهر را به دادگاه خانواده ارائه كند. دادگاه با توقيف اموال مربوطه و سپري كردن روند قانوني با مزايده اين اموال، مهريه زن را وصول مي‌كند. شايان ذكر است در صورتي كه زن فوت كرده باشد، ورثه (فرزندان و ديگر وراث) وي از حق مطالبه مهريه برخوردار هستند.


ضمانت اجراي عدم پرداخت مهريه توسط پدر شوهر
در صورت مطالبه مهريه از پدر شوهري كه پرداخت مهريه را ضمانت كرده است و ناتواني پرداخت مهر توسط وي و نيز در صورتي كه پدر همسر، نتواند ادعاي اعسار و ناتواني مالي خود را در پرداخت مهريه در دادگاه ثابت كند و حتي نتواند در صورت تقسيط مهريه، اقساط مهريه را بپردازد، زن مي‎تواند بازداشت پدر شوهر (ضامن) را تا زمان پرداخت مهريه از دادگاه درخواست كند. دادخواست مطالبه مهر از پدر شوهر مي‌تواند همزمان با مطالبه مهريه از بدهكار اصلي كه شوهر است، به دادگاه خانواده مطرح شود و لازم نيست حتماً عدم پرداخت مهريه توسط شوهر به اثبات برسد و سپس عليه ضامن شكايت شود.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با نحوه دريافت مهريه مطلب “مراحل قانوني دريافت مهريه چگونه است؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/24 ساعت: ۱۱ توسط:deltalaw :

ارش همان ديه است ؟

اگرچه ديه و ارش هر دو مجازات مالي محسوب مي‌شوند؛ ولي تفاوت‌هايي بسياري با يكديگر دارند.

ديه و ارش از جمله مجازات‌هاي نقدي هستند كه قانون معمولا براي جبران خسارات بدني در نظر گرفته است. اما اين دو مجازات تفاوت‌هايي با يكديگر دارند و هر كدام كيفري جداگانه محسوب مي‌شوند. به عنوان مثال جبران خسارت قطع شدن يك دست نصف يك ديه كامل است اما، ديه پاره شدن يك تار عصبي دست در قانون اعلام نشده است. در خصوص جبران اين نوع خسارت قاضي دادگاه، به نظريه كارشناسي پزشكي قانوني رجوع مي‎كند. در مجله دلتا به بررسي تفاوت‌هايي كه بين ديه و ارش وجود دارد پرداخته شده است.

ماهيت ديه
در قانون مجازات اسلامي، ديه به عنوان مجازات مالي تعيين شده كه بر اساس آن، در صورت وارد آمدن جراحت از جانب شخص نسبت به ديگري، خواه منجر به فوت عمد، غير عمد و يا موجب نقص و جراحت در اعضاي بدن شخص شود، فردي كه ضربه را وارد كرده، محكوم به پرداخت ديه كه مقدار آن نيز در قانون مشخص است، خواهد بود. شايان ذكر است در مواردي كه جاني مشخص نيست و فرد به قتل رسيده باشد، ديه از بيت المال پرداخت مي‎شود.

 

ارش چيست و چگونه محاسبه مي‌شود؟
مطابق قانون، در مواردي كه براي جنايتي كه شخص به فرد ديگري وارد كرده، ديه خاصي تعيين نشده باشد، مبلغي با نظر كارشناس تعيين مي‌شود كه به آن ارش جنايت مي‎گويند. هر جنايتي كه بر اعضاي بدن كسي وارد شود و مقدار معيني براي آن تعيين نشده باشد، جاني بايد مبلغي تحت عنوان ارش بپردازد.

تفاوت ديه و ارش
۱. نوع و ميزان ديه در قانون مشخص است ولي ميزان خسارت ارش در قانون تعيين نشده است.
۲. در عمل، ارش بيشتر از ديه كاربرد دارد. ديه براي اعضاي خاصي از بدن مانند دست، پا، دندان، استخوان‎ها، بعضي جراحات وارده به سر و صورت و… تعيين شده است در حالي كه صدمات عمد و غير عمد وارده بر بدن اشخاص متعدد است كه ناگزير بايد «ارش» تعيين شود.
۳. ديه هم نسبت به جراحات و نقص اعضاي بدن و هم نسبت به قتل تعيين مي‌شود. در حالي كه ارش فقط نسبت به جراحات است.
۴. مقدار ديه در زن و مرد متفاوت ولي ارش بين زن و مرد يكسان است.

 

موارد تعيين ديه و ارش
در برخي از موارد ممكن است كه جراحات وارده، متعدد باشد و علاوه بر ديه، ارش هم در نظر گرفته شود. در ادامه به مواردي كه قانون علاوه بر ديه، ارش  هم تعيين كرده و شخص محكوم به پرداخت هر دو است اشاره مي شود.
• هرگاه در اثر پاره كردن پرده گوش، شنوايي فرد نيز از بين برود يا كاهش پيدا كند.
• در مواردي كه قطع نخاع موجب نقص عضو ديگر شود.
• هرگاه در اثر وارد كردن شي تيز، بدن مجروح شود و اعضاي دروني هم آسيب ببيند.
• جنايتي كه موجب تورم در سر و صورت شود و رنگ پوست آن هم تغيير كند.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با قوانين و مقررات ديه “تقسيط ديه امكان پذير است؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا...


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/24 ساعت: ۱۱ توسط:deltalaw :

دادخواست و نحوه تنظيم آن

هنگامي كه شخصي مي‌خواهد عليه فرد ديگري اقامه دعوا كند، مدعي شناخته مي‌شود و بايد درخواست خود را به عنوان خواهان، در برگ دادخواست ذكر كند.

نوشتن دادخواست اولين اقدامي است كه شخص براي شروع يك دعواي حقوقي بايد انجام دهد. بسياري از تصميم‌هاي دادگاه به نكاتي وابسته است كه در متن دادخواست ذكر شده است. زيرا مهمترين بخش يك دعوي حقوقي نوشتن خواسته خواهان به طور شفاف و دقيق است. بنابراين دقت و توجه در نوشتن دادخواست، در روند رسيدگي در دادگاه مي‌‌تواند بسيار مفيد و كارامد باشد. در ادامه در خصوص نحوه نوشتن و تنظيم دادخواست با مجله دلتا همراه باشيد.

دادخواست چيست؟
هنگامي كه شخصي مي‌خواهد عليه فرد ديگري اقامه دعوا كند، مدعي شناخته مي‌شود و بايد درخواست خود را به عنوان خواهان، در برگ دادخواست ذكر كند. به عبارت ديگر دادخواست، طرح ادعا و تقاضاي دادرسي نزد دادگاه در اوراقي مخصوص به نام برگ دادخواست است.
اين اوراق را مي‌توان از محل فروش اوراق قضايي واقع در دادگستري‌ها و مجتمع‌هاي قضايي سراسر كشور تهيه كرد. در مراجع قضايي‌ كه چند شعبه وجود دارد، دادخواست پس از تنظيم و تكميل، به دفتر شعبه اول ارائه مي‌شود.
دادخواست مي‌تواند توسط خود فرد يا وكيل او تنظيم و ارائه شود.

مطابق قانون، دادخواست بايد حاوي نكات زير باشد:
• نام و نام خانوادگي و نام پدر
• سن خواهان (شخصي كه دعوا را مطرح مي‌كند)
• اقامتگاه، كه شامل محل زندگي يا محل كار و در واقع محلي كه بتوان به خوانده (شخصي كه عليه او دعوايي مطرح مي‎شود) دسترسي داشت و اوراق قضايي را به محل سكونت او فرستاد.
• شغل خواهان
• در صورتي ‎كه دادخواست توسط وكيل تقديم شود، مشخصات كامل وكيل نيز بايد درج شود.
اگر نشاني خوانده معلوم نباشد، يا به عبارت ديگر مجهول‌المكان باشد، آدرس او يك‎ بار در روزنامه منتشر خواهد شد.


نحوه تنظيم دادخواست
برگ دادخواست داراي چند قسمت است، كه بايد خواهان آن‌ها را پر كند. يكي از مهمترين موارد، تعيين خواسته و بهاي (ارزش) آن است كه بايد در دادخواست مشخص شود. به آنچه كه مدعي از دادگاه درخواست مي‌كند اعم از مالي يا غير مالي، «خواسته» يا «مدعي‌به» مي‌گويند.
در واقع خواسته، تعهدات يا مواردي است كه خواهان خود را مستحق دريافت آن مي‌داند. به طور مثال زني كه مهريه را حق خود مي‌داند، در قسمت خواسته بايد تعداد سكه‌ها را قيد كند. يا مردي كه همسر وي، بدون دليل موجه و قانوني، منزل مشترك را ترك كرده، بايد در قسمت خواسته، الزام به تمكين را قيد كند. بنابراين خواهان بايد آنچه را كه حق خود مي‌داند در خواسته درج كند.
شايان ذكر است، دادگاه نمي‌تواند در مسائلي كه به موضوع خواسته ارتباطي ندارد وارد و در خصوص آ‎ن‌ها حكم صادر كند. اگرچه دادگاه بايد تمام خواسته‌هاي خواهان را مورد رسيدگي قرار دهد، اما گاهي ممكن است به دليل عدم شفافيت و مبهم‌ بودن متن خواسته، قاضي محق بودن خواهان را تشخيص ندهد و به طور كامل يا به طور نسبي، او را بدون حق بشناسد. بنابراين فرد در نوشتن خواسته، بايد دقت و توجه بسياري داشته باشد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/24 ساعت: ۱۱ توسط:deltalaw :

آيا فرزند خوانده ارث مي‌برد؟

طبق قانون، افراد براي ارث بردن از يكديگر بايد رابطه خوني و نسبي داشته و يا اينكه زن و شوهر باشند؛ در غير اين صورت مجوزي براي ارث بردن از ديگري وجود ندارد.

فرزند خواندگي از جمله مسائلي است كه برخي از خانواده‌هاي كه صاحب فرزند نمي‌شوند با آن مواجه هستند. به همين دليل در قانون، مقررات خاصي براي حفظ حقوق كودك و آسان‌تر كردن مراحل فرزند‌ خواندگي در نظر گرفته شده است. در واقع يكي از مسائل مربوط به فرزند خواندگي، موضوع ارث بردن فرزند خوانده از افرادي است كه وي را به فرزندي مي‌پذيرند و سرپرستان قانوني كودك محسوب مي‌شوند. در مجله دلتا قوانين و مقررات مربوط به تعلق گرفتن ارث به فرزند خوانده بررسي شده است.

ارث بردن فرزند خوانده
طبق قانون، افراد براي ارث بردن از يكديگر بايد رابطه خوني و نسبي داشته و يا اينكه زن و شوهر باشند. در غير اين صورت مجوزي براي ارث بردن از ديگري وجود ندارد. بنابراين با توجه به قوانين، تعلق ارث به فرزند خوانده وجاهت قانوني ندارد. همانطور كه مي‌دانيد بعد از فوت فرد، اولين قدم براي مراحل تقسيم ارث، گرفتن گواهي انحصار وراثت است و در انحصار وراثت فرزند خوانده جايگاهي ندارد چون جز ورثه محسوب نمي‎شود. حتي اگر اسم فرزند خوانده در شناسنامه شخصي كه او را به فرزند خواندگي پذيرفته وارد شده باشد باز هم از ارث محروم است.

 

نحوه تقسيم ارث به فرزند خوانده
۱. سرپرست در زمان حيات، مال يا اموالي به نام فرزند‎ خوانده منتقل كند.
۲. اموال خود را براي او وصيت تملكي كنند. يعني اينكه وصيت كنند بعد از فوت آنها اموال به فرزندخوانده تعلق بگيرد.
۳. فرزند خوانده ارث نمي برد، اما سرپرستان او مي توانند به عنوان صلح يا‏‎ ‎‏بخشش مالي به او واگذار كنند.
شايان ذكر است كه در صورت فوت فرزند خوانده، سرپرست نيز از او ارث نمي‎برد.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با شرايط فرزند خواندگي مطلب “شرايط فرزند خواندگي در قانون چگونه است؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/24 ساعت: ۱۰ توسط:deltalaw :

افترا و تهمت به ديگران چه مجازاتي دارد؟

چنانچه تهمت‌زننده نتواند ادعايي كه به شخص ديگري نسبت داده‌ را ثابت كند، قانون براي وي مجازات پيش‌بيني كرده است.

افترا و تهمت به ديگران در اصطلاح حقوقي عبارت است از اينكه شخصي عمل مجرمانه‎اي را كه برخلاف واقعيت است به فرد ديگري نسبت دهد، بدون آن كه بتواند آن را اثبات كند. در مجله دلتا به بررسي جرم افترا و مجازات آن در قانون پرداخته شده است.

جرم افترا در قانون
جرم افترا در دو حالت لفظي و عملي محقق مي‌شود. در واقع گاهي تهمت‌زننده به طور لفظي به ديگري افترا مي‌زند يا گاهي به قصد متهم كردن فرد، وسايل جرم را در منزل، محل كار يا وسايل شخصي وي قرار مي‌دهد، به‌ طوري كه وجود آن وسايل ممكن است باعث مجرم نشان دادن آن شخص شود. بايد در نظر داشت كه يك تفاوت اساسي كه بين افتراي لفضي و عملي وجود دارد، اين است كه در افتراي لفظي يا شفاهي، شاكي بايد آسيب‌هايي را كه به اعتبار و آبروي او وارد شده است اثبات كند، زيرا اين آسيب‌ها پايدار و مستدل نيست. اما هنگامي كه به طور مثال شخص مورد افتراي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد، آسيب‌هاي وارد شده به اعتبار او پايدار هستند، بنابراين بدون اينكه نياز به اثبات اين آسيب‌ها باشد، دادگاه حكم آن‌ها را صادر مي‌كند.

 

موارد تحقق جرم افترا
۱. تهمت‎زننده جرمي را به صورت صريح و واضح به ديگري نسبت دهد.
۲. جرمي كه نسبت داده شده، پوچ و غير واقعي بوده، يعني ساخته تخيلات ذهن تهمت‎زننده باشد.
۳. نسبت‎دهنده تهمت با انگيزه ضرر زدن و هتك حيثيت، آن جرم را به شخصي نسبت دهد.
۴. تهمت‌زننده نتواند درستي و صحت موضوعي را كه به ديگري نسبت داده است، در دادگاه ثابت كند.
شايان ذكر است اگر كسي از روي عصبانيت و ناراحتي به ديگري بگويد «دزد» يا «كلاهبردار» جرم توهين واقع شده و افترا محسوب نمي‌شود.


مجازات تهمت و افترا
چنانچه تهمت‎زننده نتواند ادعاي نسبت داده‌ شده را ثابت كند، قانون با توجه به افتراي نسبت داده شده، براي مجرم مجازات پيش‌بيني كرده است.

افتراي عملي
هر كس به طور عمد و به قصد متهم كردن ديگري وسايل يا اشيايي را بدون اطلاع آن شخص در منزل، محل كار، جيب يا اشيايي كه متعلق به وي است، قرار دهد يا مخفي كند يا به نحوي متعلق به او نشان دهد، و در اثر اين اقدام، شخص مذكور تحت تعقيب واقع شود، مرتكب به حبس از ۶ ماه تا سه سال يا تا ۷۴ ضربه شلاق محكوم مي‌شود.

افتراي لفظي
در قانون مجازات حبس از يك ماه تا يك سال يا تا ۷۴ ضربه شلاق پيش‌بيني كرده است.

افتراي ناموسي
در صورتي كه افترا و تهمت‌هايي كه نسبت داده مي‌شوند، در اصطلاح ناموسي محسوب شوند، براي مرتكب مجازات حد در نظر گرفته شده است.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با نحوه اعاده حيثيت مطلب “ادعاي شرف چيست و چگونه مي‌توان اعاده حيثيت كرد؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/21 ساعت: ۱۵ توسط:deltalaw :

واخواست سفته چيست؟

واخواست اولين قدم براي وصول سفته است. زماني كه سفته در تاريخ سررسيد كه معين شده، وصول نشد، دارنده سفته بر عليه صادركننده آن، اين اقدام قانوني را انجام مي‌دهد.

طريقه مطالبه سفته به اين صورت است كه دارنده سفته، بايد در تاريخ سررسيد، مبلغ آن را درخواست كند. در صورتي‎كه مبلغ سفته وصول نشد، لازم است كه دارنده طي ۱۰ روز از تاريخ سررسيد، سفته را واخواست كند. در ادامه با مجله دلتا همراه باشيد.

سفته چيست؟
سفته يكي از اسناد تجاري مورد استفاده و رايج بين مردم است. به علت سهولت استفاده و دريافت وجه آن حتي افرادي كه توانايي و امكان دريافت چك را ندارند، به راحتي مي توانند سفته دريافت كنند. سفته همچنين به‌عنوان ضمانت حسن انجام قراردادها حتي در قراردادهاي كاراستفاده مي‌شود. نكته قابل توجه اين است كه اگر سفته به محض مطالبه قابل وصول باشد، ظرف يك‌سال از تاريخ صدور سفته بايد مطالبه شود. ضمنا اگر سفته بدون تاريخ باشد، اغلب عندالمطالبه تلقي مي‌شود به اين معنا كه صادركننده قصدش اين بوده به محض مطالبه دارنده سفته توانايي پرداخت وجه آن را تا سقف تعهدات سفته داشته باشد. اما اگر سفته تاريخ داشته باشد زودتر از زمان تاريخ قابل مطالبه نيست به عبارت ديگر وجه آن  صرفا”در سرموعد قابل مطالبه است.

 

واخواست چيست؟
واخواست مطالبه رسمي وجه سفته است. به يك معنا با گواهي عدم پرداخت وجه چك كه بانك‌ها صادر مي‌كنند نيز مشابهت بسياري دارد. وقتي دارنده سفته مي‌خواهد به صورت رسمي، صادركننده يا ظهرنويسان و ضامن‌هاي سفته را مورد تعقيب حقوقي قرار دهد؛ در اولين فرصت بايد سفته را واخواست كند. خوبي كار اين است كه به محض واخواست سفته، ابلاغ واخواست به متعهد نيز انجام و او متوجه مي‌شود كه دارنده، آماده پيگيري قضايي براي مطالبه وجه خود است.

اگر دارنده سفته قصد داشته باشد عليه  همه متعهدان سفته (اعم از ضامن ها و ظهرنويس ها) اقامه دعوي كند و مسووليت تضامني آنها را بخواهد بايد در نهايت ظرف يكسال از تاريخ سفته آن را مطالبه كند. اگر اين كار را انجام ندهد حق مطالبه وجه را از ساير متعهدان به جز صادركننده از دست مي‌دهد. اگر بخواهد به صورت رسمي واخواست كند بايد از تاريخ وعده يا سررسيد ظرف ده روز آن را واخواست واگر سفته عندالمطالبه بود مي‌تواند ظرف يكسال مطالبه كند و پس از يكسال بايد در نهايت  ظرف مدت۱۰ روز آن را واخواست كند.

 

دادخواست عليه صادر كننده سفته و ظهرنويس
اگر دعوي بر عليه سفته‌دهنده و ظهرنويس باشد، در برگه دادخواست در قسمت مربوط به خوانده مي‌توان هم نام سفته‌دهنده و هم نام ظهرنويس را نوشت. همچنين در برگه دادخواست، در قسمت شرح خواسته، مي‌توان از دادگاه محكوميت خوانده رديف اول به عنوان سفته‌دهنده و خوانده رديف دوم به عنوان ظهرنويس را به طور تضامني درخواست كرد.

نكات واخواست سفته
اگر واخواست سفته در مهلت قانوني صورت نگيرد، ديگر آن سفته مزاياي حقوقي اسناد تجاري را ندارد و فقط يك سند عادي محسوب مي‌شود و براي گرفتن آن فقط مي‌توان آن را به عنوان يك مدرك براي وصول طلب استفاده كرد؛ يعني زماني كه شخص دادخواست الزام به پرداخت وجه را به دادگاه ارائه مي‌كند، بايد آن را به عنوان يك دليل و مدرك ضميمه ديگر مدارك كند. در واقع بدون واخواست هم مي‌توان جهت گرفتن سفته اقدام كرد؛ ولي فقط به عنوان يك رسيد معمولي ارائه مي‌شود.

مطلب پيشنهادي: براي آشنايي بيشتر با قوانين سفته مطلب “سفته چيست و چگونه به اجرا گذاشته مي‌شود؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا....


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/21 ساعت: ۱۵ توسط:deltalaw :

استعلام از شهرداري براي ملك چه مدت اعتبار دارد؟

خريد و فروش ملك در دفترخانه اسناد رسمي فقط در صورتي كه عوارض نوسازي و شهرسازي آن پرداخت شده باشد، به ثبت مي‌رسد.

افراد بعد از انتخاب ملك مورد نظر و توافق با فروشنده، قولنامه را تنظيم و ملك را خريداري مي‌كنند. بعد از گذراندن اين مراحل، نوبت به تنظيم سند و واگذاري رسمي ملك مي‌رسد. براي تنظيم و ثبت سند به نام خريدار لازم است از اداره‌هاي مختلف، از جمله شهرداري منطقه‌اي كه ملك در آن واقع شده است، استعلام دريافت كنند. استعلام از شهرداري براي ملك از جمله مراحلي است كه حتماً بايد در خريد ملك طي شود و در مجله دلتا به آن پرداخته شده است.

استعلام از شهرداري براي ملك
ملك مورد معامله در هر منطقه‌‌اي از شهر كه قرار دارد، صاحب آن بايد به شهرداري همان منطقه مراجعه كند. فروشنده با نامه‌اي كه دفترخانه به او داده و مشخصات ثبتي ملك در آن قيد شده است، به شهرداري مراجعه مي‌كند و كارشناسان شهرداري مواردي را مورد بررسي قرار مي‌دهند كه عبارت‌اند از :

۱. ساختمان طبق پروانه ساخته شده باشد؛ در غير اين صورت، فروشنده بايد جريمه مربوطه را بپردازد.

۲. عوارض نوسازي براي ساختمان و زمين، جزء هزينه انتقال سند است كه بايد پرداخت شود.

۳. فروشنده بايد هزينه‌اي براي پسماند (جمع كردن زباله ها) و كمك به آموزش‌ و پرورش به شهرداري بپردازد.

بنابراين خريد و فروش ملك در دفترخانه اسناد رسمي، فقط در صورتي كه موارد مذكور انجام شده باشد به ثبت مي‌رسد.

 

استعلام مفاصا حساب شهرداري
روند اداري استعلام مفاصا حساب در شهرداري ۲ تا ۳ ساعت به طول مي‌انجامد. معمولاً سه تا هفت روز بعد، جواب نامه استعلام شهرداري آماده تحويل است. در واقع ملك، هر بدهي ديگري به شهرداري داشته باشد، تسويه مي‌شود. شايان ذكر است مبلغ مورد نظر بابت عوارض و نوسازي با توجه به ملك مورد معامله، موقعيت آن و ارزش ملك متفاوت است.

مدت اعتبار جواب استعلام
جواب استعلام و مفاصا حساب از شهرداري بايد در اولين فرصت به همان دفترخانه‌اي كه سند در آنجا تنظيم مي شود، تحويل داده شود؛ زيرا مدت اعتبار استعلام، با توجه به شهرداري‌هاي مناطق مختلف و شهري كه ملك در آنجا واقع شده، از يك تا سه ماه متفاوت است. در برخي موارد، شهرداري اين اعتبار را فقط تا يك ماه تمديد مي‌كند.

مطلب پيشنهادي : براي آشنايي بيشتر با پرداخت عوارض شهرداري “عواقب عدم پرداخت عوارض شهرداري چيست؟” را مطالعه كنيد.

مطالب بيشتر در مجله حقوقي دلتا...


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>

+ نوشته شده: 1398/11/21 ساعت: ۱۴ توسط:deltalaw :